تبليغاتX
ای کاش سر نوشت جز این می نوشت

باز امشب میان واژه ها انگار
درگیرم

من از این واژه های تلخ و تکراری

دلگیرم

شب رویا و کابوسش

تن تب دار و درمانش

طلوع صبح و بیداری

من و تکرار تنهایی

هوای تازه و نم دار

شکایت های بس غم دار

دل بی تاب یک عاشق

نوای ناله های دل

کبوترهای آزادش

رها،در اوج،بر بامش

من و این زورق تنها

تو و این ناخدایی ها

حضور تازه ی فانوس

و قلبم با غمت مأنوس

سخن از آرزوهایم

نهان در قلب ،رویایم

هوای دیدنت در دل

امید ِعاشق بیدل

دوباره بیقراریهای یک نامه

دوباره این من ِ درگیر یک ناله

و باز هم انتهای شب...

سکوت سرد و اجباری

خداحافظ 

و دلداری

امیدم، بودن ِ فردا

بهانه

خواب و یک رویا

...


+نوشته شده در 2010/6/7ساعت10:28 PMتوسط alireza ataie

Author: Randy Schutte

I lie on the ground,
and stare into space,
the stars start to move,
into the shape of your face.

I see you there now,
looking down at me,
with that cute little smile,
that I like to see.

You say "close your eyes",
"tell me what you see",
I see only two people,
just you and me.

We're walking the shoreline,
with our feet getting wet,
the horizon turns pink,
as the sun starts to set.

We make love through the night,
on that white sandy shore,
then I hold you while thinking,
I could want nothing more.

Oh I wish I could be,
in that one special place,
as I lie on the ground,
and I stare into space.

+نوشته شده در 2010/5/28ساعت1:33 PMتوسط alireza ataie

Author: Beckie M.

Once I had a heart of stone
For it had surley lost its home
It could not love or wanted too
But in my life, then came you.

The stones began to fall away
As happiness began to fill my day
A feeling so sweet and special too
Could this be love, I pray is true
.

My heart now sings a song of love
For I know that it was sent from above
My heart is warm, there is no cold
Hard no more, but with wings of gold.

It soars above the sky so high
Sometimes I think of why and cry
My heart now sings a loving song
For the part of me I thought was gone.

The gift that you have given me
Is so important, can't you see
No more sadness or being alone
For now my heart returns to home.

+نوشته شده در 2010/5/28ساعت12:57 PMتوسط alireza ataie

Author: Yvonne Warren

I never knew there would be a better tomorrow 
But you've come into my life and taken away all my sorrow

My days of sadness are a thing of the past
Because I have found true love at last

My days of emptiness are gone for good
Because you fill a void in my heart that you should

You've opened a window
You've shown me the light
And my love for you will continue to burn bright

+نوشته شده در 2010/5/28ساعت12:49 PMتوسط alireza ataie

قسمتی از این شعر را در کتاب دین وزندگی 2 داشتیم:

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد


برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد


جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد


مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
که گور پرده جمعیت جنان باشد


فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد


تو را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد


کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد


کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد


دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد


+نوشته شده در 2010/5/24ساعت10:49 PMتوسط alireza ataie


چه دانستم که اين سودا مرا زينسان کند مجنون

دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جيحون

چه دانستم که سيلابی مرا ناگاه بربايد

چو کشتيم در اندازد ميان قلزم پر خون

زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد

که هر تخته فرو ريزد ز گردشهای گوناگون

نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دريا را

چنان دريای بی پايان شود بی آب چون هامون

شکافد نيز آن هامون نهنگ بحرفرسا را

کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون

چو اين تبديلها آمد نه هامون ماند و نه دريا

چه دانم من دگر چون شد که چون غرقست در بيچون

چه دانمهای بسيار است ليکن من نميدانم

که خوردم از دهان بندی در آن دريا کفی افيون

مولوی

+نوشته شده در 2010/5/24ساعت10:42 PMتوسط alireza ataie

بابای خانه را غم ِ نان پیر کرده است نانی که تکه تکه مرا سیر کرده است

از سفره ای که بی پدرم کرده ، روز ها
از چشم های خیره به در ، از هنوز ها ... _

_ فهمیده ام پرنده شدن در خیال هاست
هی فکر می کنی به غذایی که سال هاست ...

وقتی که اشتهای تو پر/ واز می کند
مادر نشسته است ، تو را ناز می کند

یعنی بخواب خوشگلکم وقت شام نیست
رویایمان ، کبوترمان روی بام نیست

امشب بخواب و گرم خودت باش و با خدا...
در بخت ما نوشته که _ یا پول ، یا خدا ! _

بغضم گرفته ،خواب ِ پریدن ، ندیدنی است
تصویر آه و حسرت و بابا کشیدنی است!

آهی که من به دار ِ خودم فکر می کنم
دارم به انفجار خودم ... فکر می کنم _

_ پروانه ام به آتش تان نه! نمی رسد
این دست ها به دامن تان نه! نمی رسد

کوتاه می شود همه جا نردبان من
همسایه های خانه ی بی سایبان من! _

_شاید زمانه دست مرا پینه بسته است
ناعادلانه قلب ِ خدا را شکسته است

امّا امید ِ من به همان روز ِ آخر است
روزی که کفّه های ترازو برابر است

روزی که ممکن است ، که بی آبرو شوید
با چشم های مادر من ، رو به رو شوید !


+نوشته شده در 2010/5/21ساعت11:1 PMتوسط alireza ataie

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد سارا به سین سفره مان ایمان ندارد
 
 بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم 
یا سیل می بارد و یا باران ندارد
 
بابا انار و سیب و نان را می نویسد 
حتی برای خواندنش دندان ندارد

انگار بابا همکلاس اولی هاست
هی می نویسد این ندارد آن ندارد

بنویس کی آن مرد در باران می آید 
این انتظار خیسمان پایان ندارد
 
ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط 
بنویس بابا مثل هرشب نان ندارد


+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:38 PMتوسط alireza ataie

امسال باز بی‌وطنیم‌، ای پرنده‌ها

یک روح در دو تا بدنیم‌، ای پرنده‌ها

دیدی بهار سال دگر خنده‌ای نکرد

در برف مانده جان بکنیم ای پرنده‌ها

وقتی که چشم کلبة ما بسته می‌شود

بر خانة که در بزنیم ای پرنده‌ها؟

... جایی برای ماندن و رفتن نمانده است‌

شب را کجا قدم بزنیم ای پرنده‌ها؟

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:19 PMتوسط alireza ataie


خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري



لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري


آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري


با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري


صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري


عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري


رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري


عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري


روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت4:1 PMتوسط alireza ataie

 حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم
آخ ...تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
در لباس آبی از من بیشتر دل می بری
آسمان وقتی که میپوشی کبوتر میشوم

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت2:22 PMتوسط alireza ataie

کفشهایم کجاست ؟ می خواهم سر شب راهی سفر بشوم

مدتی بی بهار طی بکنم دو سه پاییز در بدر بشوم


خسته ام از تو ، از خودم ، از ما ؛ (( ما )) ضمیر بعید زندگی ام

دو نفر انفجار جمعیت است پس چه بهتر که یک نفر بشوم


یک نفر در غبار سرگردان ، یک نفر مثل برگ در طوفان

می روم گم شوم برای خودم ، کم برای تو دردسر بشوم


حرف های قشنگ پشت سرم آرزوهای مادر و پدرم

آه خیلی از آن شکسته ترم که عصای غم پدر بشوم

پدرم گفت : (( دوستت دارم ، پس دعا می کنم پدر نشوی ))

مادرم بیشتر پشیمان که از خدا خواست من پسر بشوم


داستانی شدم که پایانش مثل یک غروب جمعه دلگیر است

نیستم در حدود حوصله ها ، پس چه بهتر که مختصر بشوم


دور ها قبر کوچکی دارم بی اتاق و حیاط خلوت نیست

گاه گاهی سری بزن نگذار با تو از این غریبه تر بشوم

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت2:12 PMتوسط alireza ataie

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی

یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا
در تنگنای از تو پریدن گذاشتی

وقتی که آب و دانه برایم نریختی
وقتی کلید در قفس من گذاشتی
 
امروز از همیشه پشیمان تر آمدی
دنبال من بنای دویدن گذاشتی
 
من نیستم... نگاه کن این باغ سوخته
تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی
 
گیرم هنوز تشنه حرف توام ولی
گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟

آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند
اما برای من دل چیدن گذاشتی؟

حالا برو برو که تو این نان تلخ را
در سفره ای به سادگی من گذاشتی

مهدی فرجی

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت2:9 PMتوسط alireza ataie

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در كوچه ی لیلا نشست

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شـد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

واندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیـلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت

منم در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیـلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

 گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی

ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام

در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیـلا کشته در راهت کنم

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:56 AMتوسط alireza ataie

مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه خويش
مي برم تا كه در آن نقطه دور
شستشويش دهم از رنگ نگاه
شستشويش دهم از لكه عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
مي برم تا ز تو دورش سازم
ز تو اي جلوه اميد حال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند باد وصال
ناله مي لرزد
مي رقصد اشك
آه بگذار كه بگريزم من
از تو اي چشمه جوشان گناه
شايد آن به كه بپرهيزم من
بخدا غنچه شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم خنده به لب ‚ خوينن دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل

فروغ فرخزاد(شاعر معاصر )

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:52 AMتوسط alireza ataie

نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خستة من

چرا افسرده است این قلب پرسوز



ز جمع آشنایان می گریزم

به كنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش



گریزانم از این مردم كه با من

بظاهر همدم و یكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند



از این مردم, كه تا شعرم شنیدند

برویم چون گلی خوشبو شكفتند

ولی آن دم كه در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بدنام گفتند



دل من, ای دل دیوانة من

كه می سوزی ازین بیگانگی ها

مكن دیگر ز دست غیر فریاد

خدارا, بس كن این دیوانگی ها

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:33 AMتوسط alireza ataie

تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس، مرغی اسیرم
زپشتِ میله های سرد و تیره
نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت
در این فکرم که در یک لحظه غفلت
از این زندان خامش پر بگیرم
به چشم مرد زندانبان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم
در این فکرم من و دانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست
ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان، خواهم که یک روز
از این زندان خامش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم؟
زمن بگذر که من مرغی اسیرم
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را

فروغ فرخزاد

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:29 AMتوسط alireza ataie

بیش از اینها آه آری
بیش از اینها می توان خاموش ماند
می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ بر قالی
در خطی موهوم بر دیوار


ادامه مطلب

+نوشته شده در 2010/5/21ساعت10:20 AMتوسط alireza ataie

مداخله‌ها [=دست‌اندازي]، مخاطره‌ [=به خطر انداختن] كردن‌ها و آهنگِ كار سياستمداران، اموري تكنيكي است – و نه سلحشورانه.((والتر بنيامين)) 
سياستمدار انسانها را به دو دسته تقسيم مي كند: ابزار و دشمن؛ يعني تنها يك طبقه را مي شناسند و آن هم دشمن است.((نيچه)) 

بشر امروز در پرستش بتان مي زيد، بتان عرصه ي اخلاق، بتان گستره ي سياست، بتان عرصه ي فلسفه. خداياني كاملاً باطل كه خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستيده اند.((نيچه)) 

بشر امروز در پرستش بتان مي زيد؛ بتان عرصه ي اخلاق، بتان گستره ي سياست، بتان عرصه ي فلسفه. خداياني كاملاً باطل كه خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستيده اند. از اين روي از راه راست بيراه گشته و همواره بر اين باور پا مي فشرده و از آن چنان جانبداري كرده تا اينكه به فرجامش رسيده اند؛ جايگاهي كه از همان ابتدا به نيستي و فنا چشم داشت.((نيچه)) 

من خيال مي كنم كه هيچ چيز مانع از آن نيست كه يك ديپلمات خوب تبديل به بازيگر عالي شود، جز نگراني از مرتبه و وقار.((نيچه)) 

زياده‌روي در آزادي، به ناچار منجر به زياده‌روي در بندگي خواهد شد؛ چه در فرد، چه در حكومت.((افلاطون)) 

هر گونه زياده‌روي، واكنشي در پي دارد، چه در فصول، چه در گياه‌ها، چه در بدن و بيش از هر چيز در حكومت.((افلاطون)) 

اين حقيقتي مسلم است كه بنيان هيچ حكومتي دگرگون نمي‌شود، مگر آنگاه كه ميان اعضاي طبقه‌ي حاكمه جدايي افتد.((افلاطون)) 

آنجا كه جويندگان زمامداري، گدايان و گرسنگان باشند كه مي‌خواهند از اين راه كسب مال كنند، هرگز حكومت درستكار برپا نخواهد شد.((افلاطون)) 

كساني كه داراي اخلاق استبداد بوده و بر نفس و كشور خود مستبدانه حكومت مي‌كنند، بهره‌اي جز بدبختي و نكبت ندارند.((افلاطون)) 

شهري كه زمامداران آن هيچ كوششي براي كسب مقام به خرج ندهند، به ناگزير داراي حكومت درستكار و شايسته‌اي خواهد بود.((افلاطون)) 

هركس، اعم از سياستمدار، فيلسوف و دربان، به درستي سخن خود باور دارد.((ميلان كوندرا)) 

براي كسي كه بر مملكتي حكومت مي كند لازم است گوش بدهد بيشتر از آنكه حرف بزند و گوش بدهد كمتر از آنكه عمل مي كند.((ريشيليو)) 

براي همگان، حكومت كردن بر خانه از هر جاي ديگر و هر امر ديگري دشوارتر است.((آندره موروا)) 

نمود شخصي همان ميزان حكومت مي كند كه خود شخص.((آندره موروا)) 

يك زن از نتايج زحمت هاي خود در تنظيم خانه كه دنياي كوچك كاملي است بايد به همان ميزان مغرور و مفتخر باشد كه يك رجل دولتي برجسته اي كه توانسته مملكتي را نظم و ترتيب بخشيده و سازمان دهد.((آندره موروا)) 

گمان مي‌كنم مردم به اندازه‌اي خواهان آرامش هستند كه يكي از روزها دولتها ناگزير مي شوند روش خود را دگرگون ساخته و بگذارند مردم به آرامش برسند.((دووايت دي. آيزنهاور)) 

تنها با كمك حس آزادي است كه جامعه مي تواند بار ديگر به اجتماع انسانهايي تبديل شود كه برترين نياز خود، يعني تشكيل يك دولت دموكراتيك را متحقق سازند.((كارل هنريش ماركس)) 

از نظر من، معادله [ =برابري و توازن ] مهمتر از سياست است؛ زيرا سياست براي اكنون است و معادله براي ابد.((آلبرت انيشتين)) 

ريشه تمام مفاسد، بيكاري است. هر حكومت و دولتي كه بخواهد اين [ مشكل ] را حل كند، بايد تا حد امكان مردم را به كار گمارد.((بلز پاسكال)) 



 


+نوشته شده در 2010/5/13ساعت0:16 AMتوسط alireza ataie

pianist is a movie based on world war2 events and it is about a pianist who is jew and live in poland 

 this movie winned 3 oscar and produced in 2002.

http://www.megaupload.com/?d=P7GJSRGR
http://www.megaupload.com/?d=VGEAG27O
http://www.megaupload.com/?d=M8ADKLTI
http://www.megaupload.com/?d=LV7E8SPK
http://www.megaupload.com/?d=4I7CP1VU
http://www.megaupload.com/?d=EDXKFGE9
http://www.megaupload.com/?d=GU4MRJ7T
http://www.megaupload.com/?d=BFV68PQ5

رمز : www.daily-warez.org
منبع : سينماي حرفه اي جهان

 

+نوشته شده در 2009/2/21ساعت10:1 PMتوسط alireza ataie

 

Gulben Ergen - Bay Dogru.mp3

Tarkan.MP3

Mahsun Kirmizigul - Dinle.mp3

Vah Vah.mp3

Aramazsan Arama.mp3

Benim Icin N'apardin.mp3

Frekans.mp3

Keyfe Keder.mp3

Petek Dincoz - Ben Bir Sarkiyim Soz Muzik Sensin.mp3

Bize Ask Lazim.mp3

Kolay Degil.mp3

Yemezler.MP3

Yemezler (rmx).MP3

Civ Civ.MP3

Benim Icin N'apardin (ft Nazan Oncel).mp3

Petek Dincoz - Can Damari.mp3

Resimler & Hayaller.mp3

 

+نوشته شده در 2009/1/30ساعت12:13 PMتوسط alireza ataie

 Robert Tepper - No Easy Way Out

download music

+نوشته شده در 2009/1/25ساعت11:11 PMتوسط alireza ataie

Eminem - Eminem Show

 

Curtains Up (skit)

2. White America

3. Business

4. Cleanin Out My Closet

5. Square Dance

6. The Kiss (skit)

7. Soldier

8. Say Goodbye Hollywood

9. Drips feat. Obie Trice

10. Without Me

 

+نوشته شده در 2009/1/25ساعت7:34 PMتوسط alireza ataie

Sarah Brightman - Symphony

Fleurs Du Ma

Gothica

Symphony

Canto Della Terra - Duet With Andrea Bocelli

Sanvean

I Will Be With You - Where The Lost Ones Go - Duet With Paul Stanley

Schwere Traume

Sarai Qui - Duet With Alessandro Safina

Storia Damore

Let It Rain

Attesa

Pasion - Duet With Fernando Lima

Running

+نوشته شده در 2009/1/25ساعت7:23 PMتوسط alireza ataie

 

submitted by ataie

دانلود موزیک download music

+نوشته شده در 2009/1/25ساعت1:2 PMتوسط alireza ataie

Love To See You Cry

Can You Hear Me

Don't Turn Off The Lights

Do You Know The Ping Pong Song

Not In Love Dave Aude Radio Mix

Takin Back My Love

Hero

Could I Have This Kiss Forever

Addicted

Escape

Away

Be With You

 

+نوشته شده در 2009/1/14ساعت1:2 AMتوسط alireza ataie

+نوشته شده در 2009/1/14ساعت0:12 AMتوسط alireza ataie

برای ترمیم و زیبا سازی تصاویر صورت گرفته شده چه توسط دوربین دیجیتال و چه سایر تصاویر دیجیتالی، استفاده از نرم افزاری تخصصی این فن می تواند بسیار مفید تر از استفاده از نرم افزار های غول گرافیکی دنیا همچون فتوشاپ باشد. خواه آنکه کارکردن با چنین نرم افزار هایی نیاز مهارت و آموزش پیشین دارد و افراد آماتور از استفاده از آنها بی بهره خواهند ماند به علاوه همان نرم افزارهای غول گرافیکی نیز برای تخصصی کار کردن نیاز به افزودن فیلتر ها و پلاگین های مخصوص دارند که کار در این زمینه برای کاربر نه چندان حرفه ای بسیار دشوار می شود .

یکی از نرم افزار برتر دنیا برای زیبا سازی تصاویر، سری نرم افزارهای FaceFilter Studio کمپانی Reallusion است که با امکانات بسیار مفید و قدرتمندی که برای شما فراهم می کند، امکان ویرایش و با کیفیت سازی تصاویر صورت را در سطحی بسیار عالی و حرفه ای برای کاربران فراهم می کند . برخورداری از تعداد بیشماری ابزارهای مفید، بهره مندی از ویژگی های خاص و ابزارهای هوشمند که به طور خودکار عمده کار را انجام می دهند، کیفیت عالی تصاویر حاصله و مناسب بودن برای تمامی افراد از آماتور تا پیشرفته از برترین خواص این نرم افزار است .

ویژگی های جدید ارائه شده در نرم افزار FaceFilter Studio 2.0 :

- بهبود چشمگیر در بخش های قدرتمند و هوشمند تنظیم رنگ خودکار که به خوبی و به گونه ای هوشمندانه صورت انسان را تشخیص داده و به ترمیم تمامی ایراد های جزئی آن می پردازد و تصویری با کیفیت و زیبا را به شما تحویل می دهد .

- رفع هوشمندانه و بسیار قدرتمند قرمزی چشم که ناشی از فلش دوربین هاست .

- چاپ عالی و با کیفیت تصاویر با یک کلیک .

- پشتیبانی از روتوش و ویرایش تصاویر بسیار با کیفیت حتی با رزولوشنی بیش از 12 مگاپیکسل !

دیگر ویژگی های نرم افزار قدرتمند روتوش تصاویر صورت FaceFilter Studio 2.0 :

تلاش برای هر چه طبیعی تر ساختن تصاویر صورت حاصله

- حذف یا تغییر در حالات بد صورت

- باز یا بسته کردن چشم ها

- تنظیم چاقی یا لاغری صورت

- زیبا سازی و تمیز کردن جزئیات چهره

بهره گیری از فن آوری های نوین زیبا سازی و رفع عیوب پوست

- تغییر یا تنظیم رنگ پوست به گونه ای طبیعی

- مخفی کردن ایراد های صورت همچون خال، جوش، زخم و ....

- حذف هرگونه زایده پوستی و نازیبایی های پیش آمده در پوست صورت .

- کم کردن گودی و سیاهی زیر چشم در تصاویر .

اصلاح هوشمندانه و قدرتمند تصاویر

- تشخیص خودکار و هوشمندانه رنگ و نوع پوست و ایجاد تغییرات لازمه برای هرچه زیباتر و طبیعی تر و مرغوب کردن آن .

- بهبود در توازن و تنظیم رنگ صورت با یک کلیک .

- کاستن قرمزی چشم ناشی از فلش تنها با یک کلیک به گونه ای طبیعی .

- آرایش و ایجاد تغییرات در آرایش صورت .

سادگی و قدرت بالای نرم افزار در ویرایش تصاویر صورت تنها در 5 مرحله

و .....

این نسخه از نرم افزار با نسخه های 2000/XP/VISTA از سیستم عامل ویندوز سازگاری کامل دارد .




http://dl.kamyabonline.com/download/program/FaceFilter%20Studio%20Edition%202.0.1120.1.exe

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

+نوشته شده در 2009/1/13ساعت11:45 PMتوسط alireza ataie

+نوشته شده در 2009/1/7ساعت3:44 PMتوسط alireza ataie

+نوشته شده در 2009/1/7ساعت3:39 PMتوسط alireza ataie